تبليغاتX
حرف های یک شاعر عاشق
دوشنبه دهم دی 1386
تو...
تو مثل خواب نسیمی به رنگ اشک شقایق
تو مثل شبنم عشقی به روی پونه عاشق
تو مثل دست سپیده پر از تولد نوری
تو مثل نم باران لطیف و پک و صبوری
تو مثل مرهم یاسی برای قلب شکسته
تو مثل سایبان امیدی برای یک دل خسته
تو مثل غنچه لطیفی به رنگ حسرت شبنم
تو مثل خنده یاسی و مثل غربت یک غم
تو مثل جذبه عشقی در انتظار رسیدن
در امتداد نوازش گلی ز عاطفه چیدن
تو مثل نغمه موجی غریب و آبی و ساده
شبیه شاخه گلی که افق به چلچله داده
تو مثل چکه مهری ز سقف سبز صداقت
تو مثل گریه شعری بروی صفحه غربت
تو مثل لذت رویا تو مثل شوق نگاهی
هزار مرتبه خورشید و صد افق پر ماهی
تو مثل لطف بهاری پر از شکوفه خواندن
تمام هستی من شد میان شعر تو ماندن
تو مثل هر چه که هستی مرا به نام صدا کن
برای این دل سرگشته وقت صبح دعا کن

 

شعر از: عشق


نوشته شده توسط شاعر در 16:30 | | لينک به اين مطلب
شنبه یکم دی 1386
عشق من برای تو
کجایی عشق من؟

بی تابتم به مولا

خیلی دوست دارم

نمیدونم چی بگم

فقط اینو بدون خیلی دلتنگتم

و می دونم دل تنگی ها بزرگ تری هم در راهه

آییییی خدا !

عشق من عشق من عشق من عشق من

منو تنها نذار

تو نباشی دیگه نیستم

.......

 

نوشته شده توسط شاعر در 14:3 | | لينک به اين مطلب
> کدهای جاوا اسکریپت و قالب