خوبی؟ ایشالله که همیشه سرزنده و شاد باشی و لطیف مثل گلبرگ های اقاقیا...وااااااای خدایا،چه قدر زیبان،عشق نازنینم درختای اقاقیا رو میگم که الان تو این فصل بهاری همه جا پر شدن و وقتی از زیر اونا رد میشی چه بوی مسحور کننده ای دارن ،انگار آدم داره تو بهشت قدم میزنه.وزیباتر اقاقیا چون که تو رو به یاد من میندازه با همون ملاحت و زیبایی درونی که در تو میشه سراغ گرفت و میشه در اون به آرامش رسید.با اون چشای قشنگی که قشنگ تر از خود قشنگه و همیشه به من لبخند میزنن و چقدر دلم میگیره شاید به قول سهراب به اندازه ابر وقتی تو اون چشای ناز یه حلقه اشک نازنین که زیباترین چیزیه که خدا آفریده میبینم.و دلم میخواد چشام رو کاسه ای بکنم تا اون قطره های اشک نازنین هررررری سر بخورن تو چشای من تا من اون مرواریدا رو به امانت بگیرم ، تا یه روز که وقتی برات دلتنگ شدم و دلم در مرز ترککککدین بود بجای هردومون گریه کنم.
واااااای عشق من گل من عجب چیزیه این دل ، عجب داستان زیباییه عشق، با تموم سختی هاش با تموم بدبختی هاش و رنج هاش که از خدا میخوام هرچی درد و رنج عشقه نصیبم بکنه تا فقط تو راضی باشی و خوشحال تا فقط یه گل لبخند زیبا و خوشگل از اون لبخندایی که مخصوص گلی مثل توهه گوشه لب های نازت بشینه و غنچه لبات از هم وا بشه،آره گلم مگه من از خدا چی میخوام دیگه ،مگه اخه یه روزی نباید مثل هزار هزار ادم دیگه که هر روز میمیرن من هم سرمو بذارم رو زمین و برم اون دنیا و مگه نه اینکه عاقبت خاک گل کوزه گران خواهیم شد ،غذای نرگسان وحشی،توده ای خاک و خل ،آره گلم خیلی زیباست خیلی قشنگه خیلی باحاله که فکر میکنم باخودم که یه روزی من میشم پرچین یه دیوار،ذره کلیسم نمک نمکدونی که میذاری سر سفره غذات تا نوش جان کنی و ...خیلی قشنگه خدایا تو چقدر قشنگی...و چه قشنگی که منو خاک کنی به پای کسی که عشق منه که عمر منه که همه وجود منه و مثال حافظی بشم که بگم به امید انکه گاهی قدمی نهاده باشی همه خاک های شیراز به آب دیده رفتم.
غریبستان سردی است دنیا بی تو و با تو بهشت نسیه ای ارزانی همه پرهیزگاران.با تو همه دنیا برای من آشناست ،با تو برای من تمامی خیابان ها و کوچه های این سرزمین بوی تو را دارد.
با تو با تمامی پونه های کنار آب ها آشنایم و مثل سهراب و نه مثل او.مثل او که میگوید بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است و نه مثل او که میگویم بیا تا برایت بگویم که همه تنهایی من تویی
ادامه مطلب
این را هر شب
گوشزد می کنم به خودم
تا صبح فردا
روز تازه ای باشد
به این ترتیب همه چیز رو به راه می شود
......
فقط یک مساله ی کوچک باقی است
این که
" روزهای من تویی " ![]()

