سه شنبه بیست و دوم آبان 1386
من یک فسیل زنده ام
در انتهای بی نور این حیات
حجمی چقدر بزرگ
بر قلب کوچکم آوار می شود
این آخرین نفس های یک قلب زنده است
در ابتدای راه فسیل وارگی
آرام گرفتن یک روح بی شکیب
در زیر پر حجم اندوه و غم است
آری
من
یک فسیل زنده ام
نقشی که به فردای دور
باز خوانده می شود....
شعراز:خودم
نوشته شده توسط شاعر در 16:17 | | لينک به اين مطلب
