تبليغاتX
حرف های یک شاعر غمگین -
چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386
تو که تا حالا عاشق نبودی

- چطور مگه؟

خوب آخه دوست گرام مگه میشه این حرف رو زد که من بار اوله که عاشق میشم

عشق یه بار مرگ یه بار. البته هستن آدمایی که به دفعات عاشق میشن و چه بسا

از رو هم نرن. اما تا اونجایی که این عقل ناقص ما قد میده اگه عاشق کسی شدیم

عاشق اون میمونیم تا بمیریم.

-ای ول ای ول ... نه میبینم که یکم اون مخ آب رفتت اومده سر جاش.حرفای گنده

مونده میزنی.

ههههههه. آره دیگه یک پیشامد دیگه عشق اینه که اینجوری میشی.

نمی دونمی دوست من چقدر بعضی وقتا دلم میگیره

- واسه چی آخه؟

واسه عشقم . واسه همونی که خیلی دوسش دارم. دوست دارم یه گوشه بشینم

همینجور زار زار گریه کنم. البته یه جورایی این گریه از روی شادیه. اصلا عشق ذاتا

شاده. اینکه میبینی غمگین میشی مثه این میمونه که یه کلاف پر پشت تو در تو

که همه نخاش از شادی باشه همینجور بهم پیچیده باشن و بعد اونقدر شاد بشی

که خودت هم ندونی چه مرگته... اینو میگن عشق

-هااااا البته من که نفهمدیم چی گفتی ...خوب ادامه بده.

خلاصه چی بگم دیگه این دلم خیلی پره.

- بگو از اونی که دوسش داری بگو

وااااای نگو که دلم خیلی بی تابش میشه. خیلی دوسش دارم . اونقددددر زیاد که

تمام این حرفای دلم همه یکجا جمع میشه فشرده میشه همچی که خوب چلللید

به صورتش یه نیگاهی میکنم ...چند تا قطره اشک داغ روی گونه هام سرازیر میشه

و بی اختیار با یه صدای آروم بهش میگم: دوستت دارم...

-واااای چه رومانتیک. حالا خوب چرا داری گریه میکنی؟

ببخشید دست خودم نیست. اینجوری ام دیگه. ببخشید

- نه خدا ببخشه میدرکمت عزیز گریه کن گریه قشنگه / گریه سهم دل تنگه

ای ول تو هم که آهنگ گوش میدی

- دیگه دیگه

بعد میخوام بپرم تو بغلش همچی تنگ تو آغوشم بگیرمش همچی احساسش

کنم... احساس اینکه اون کنارمه..بعد بوسش کنم همچی که گرمی لبهامو حس کنه

بهد یه نیگا تو چشاش بکنم و بهش بگم... بهش بگم...

-خب چی بگی؟

هیچی... نمیدونم ... زبونم حتمی بند میاد

شاید باز دوباره بهش بگم دوست دارم

- ای ول تحت تاثیر قرار گرفتم نگو که دیگه داره گریم میگیره...

باشه. ولی این دل خیلی پر از این حرفاست.خیلی چیزا داره و میدونی همه اون حرفا

که جمع کنی و فشردشون کنی چی میشه

- نه چی میشه؟

اینکه  دوسش دارم

نوشته شده توسط شاعر در 16:0 | | لينک به اين مطلب
> کدهای جاوا اسکریپت و قالب