تبليغاتX
حرف های یک شاعر عاشق - عشق منی
دوشنبه ششم اسفند 1386
عشق منی
در شبان غم تنهایی خویش

عابد چشم سخنگوی تو ام

من در این تاریکی

من در این تیره شب جان فرسا

زائر ظلمت گیسوی تو ام

گیسوان تو پریشان تر از اندیشه من

گیسوان تو شب بی پایان

جنگل عطرآلود

شکن گیسوی تو  ، موج دریای خیال

کاش با زورق اندیشه شبی

از شط گیسوی مواج تو من

بوسه زن بر سر هر موج گذر می کردم

کاش بر این شط مواج سیاه

همه ی عمر سفر می کردم

من هنوز از اثر عطر نفس های تو سرشار سرور

گیسوان تو در اندیشه ی من

گرم رقصی موزون

کاشکی پنجه ی من

در شب گیسوی پرپیچ تو راهی می جست

چشم من چشمه ی زاینده ی اشک

گونه ام بستر رود

کاشکی همچو حبابی بر آب

در نگاه تو رها می شدم از بود و نبود

 

گزیده ای از قصیده آبی خاکستذری سیاه از حمید مصدق

نوشته شده توسط شاعر در 10:13 | | لينک به اين مطلب
> کدهای جاوا اسکریپت و قالب