تبليغاتX
حرف های یک شاعر غمگین - استفراغ ( اوغ......اووووووغ غ غ )
پنجشنبه هفدهم آبان 1386
استفراغ ( اوغ......اووووووغ غ غ )
....... و دردها شفا یافته تندرست و باحرارت .و کاروبارشان سکه .به به به خدا را شکر خانه ای ( نه اجاره ملکی  خودشان ساخته اند آقای مهندس نقشه اش را داده) و خانواده ای (از یک فامیل اسم و رسم دار) و حقوقی و رتبه ای و ماشینی و یک دوپارچه زمینی و ...خوب خدا بخواهد....می خواهند سال دیگر برای گردش بروند خارج! الحمدالله خیلی خوب شد کی گمان می کرد؟ خدا یک جو شانس بدهد! چه سعادتی!                                                                    

واقعا هم خدا یک جو شانس بدهد.چه شانسی؟ خریت! اوه که چه نعمتی ست  چه سرمایه ای ست.خوشبختی هرکس به میزان برخورداری او از این نعمت عظمی ست و بس.این است تنها راز سعادت آدمی در حیات و بقیه اش همه حرف است و فلسفه بافی ست.بیچاره انهایی که این چیزها سیرشان نمی کند.از آب لوله عطششان فرو نمی نشیند از خوراک آشپزخانه جوعشان سیر نمی گردد.دوخت و رنگ و قالی و اطاق و میزو حتی "حقوق" هم با همان اضافاتش و با همان امیدواری هایی که همیشه در نزول یک رتیه عقب مانده هست و با اینکه دعاها و تضرع ها و ناله ها و تملق ها و سپاس ها و ستایش ها و تلگراف ها و طومارها و خم شدن ها و هیچوقت راست نشدن هانزول ان را تسریع و ظهور آن را تعجیل نمی کند دل های خیال پرداز آنان رااز شکر و شعف مالامال نمی کند و از طرفی در زیر این آسمان بر روی این خاک دراین زندگی و میان این خلایق جز همین ها چیزی نیست طبیعت چیزی جز همین ها ندارد.

تشنه ای؟آب لوله آب حوض آب سماور  گرسنه ای؟دیگ  هرکاره  دیزی   خسته ای؟ رختخواب متکا  دیوان   افسرده ای؟رادیو  تلویزیون  سینما     غمگینی؟شوخی  متلک بازی  تفریح  فیلم کمدی  برنامه "بخند تا دنیا برویت بخندد"  رادیو جوان    تنهایی؟  مهمانی  دعوت  جلسه  شب نشینی  دید و بازدید  احوالپرسی   بیماری؟  دوا  دکتر  مریضخانه  تنقیه  قرص   دردمندی؟آسپیرین  کیسه آب گرم   ماساژ      عاشقی؟ اصلاح و لباس و بزک و دم مدرسه ها و کنار خیابان ها و تلفن و متکلک وبویفرند و گرل فرند و خواستگاری و قباله و جهاز و دعوت وعروسی و صف ماشین و تاکسی و بوق بوق و دور شهر و خانه و بچه و قسط و جلوس و آه عزیزم و دیگر ناز و اداهای مربوطه طبق ترتیبات داده شده در امور مربوط به سعادت خانوادگی و دستورات تدوین شده برای بهره برداری از یک زندگی سعادتمندانه!

.....................

پس چه مرگته دنبال چه میگردی؟

...

چه سخت و غم انگز است سرنوشت کسی که طبیعت نمی تواند سرش را کلاه بگذارد.چه تلخ است میوه درخت بینایی!

اقتباس از: هبوط نوشته دکتر شریعتی

نوشته شده توسط شاعر در 15:14 | | لينک به اين مطلب
> کدهای جاوا اسکریپت و قالب